پر استفاده ترین جملات در فیلمهای هندی:![]()
![]()
۱- برادر ما با هم برادریم!!!!موقعی که یک روزه بودیم یه کفتر! اومد تو رو برد یه جای دیگه!!![]()
۲- پسرم!امروز بعد از ۵۳ سال!! تو رو پیدا کردم!هشت برادر و خواهرت هم همین امروز به طور اتفاقی پیدا شدن!!![]()
![]()
۳- (نوشته شده با خون) پدر یا راجا یا هیچ کس!!![]()
۴- اگه این معجزه نیست پس چیه؟؟؟!!!!![]()
![]()
پر استفاده ترین جملات در فیلمهای آمریکایی:![]()
![]()
۱- دیش......دیش...دنگ..دوف....اَ اَ اَ....بوم.!!!
۲- ..................................
۳- گزینه ۱و۲.
۴- همه ی موارد.
----------------------------------------------------------------
چند مشخصه ی یک پسر خوب(خودم)!!!![]()
![]()
۱- چشمها را به زمین دوخته و راه می رود!
۲- همواره به افق دور می نگرد!!
۳- موقع بیرون رفتن ، شماره تلفنشو تو جیبش نمی گذاره!!
۴- به آینده ی خود می اندیشد!!!
۵- کتابهای مفید و آموزنده می خواند!!!
۶- درسهای خود را به خوبی خوانده و مشقهایش را به موقع می نویسد!!!
۷- در هیچ زمان و حالتی جو گیر نمی شود!!
۸- در حمام و یا ـروم به دیوارـ در توالت ترانه های مبتذل نمی خواند و صدایش را بر روی سر مبارک نمی اندازد!!!
۹- چُس نفس نیست!!!!
۱۰- و در پایان اگه مطلبی در یک وبلاگ باحال خوند حتما نظر می دهد!
( از زبان جد پدریم ) :
چه صدای دهشتناکی . از توی اتاق بود ؟ نصف شب تو اتاق چه خبره ؟ یعنی کی میتونه باشه ؟!!!!!
( میبینید این جمله چه پیشینه ی تاریخی داره )؟!! رفتم تو اتاق کلیدی رو فشار دادم ناگهان همه ی اتاق مثل روز روشن شد. انگار نه انگار که پاسی از شب گذشته بود. جل الخالق چه چیزایی درست میکنن. دنیا چقدر پیشرفت کرده !!
بعد از اینکه لامپ را روشن کردم یکراست رفتم یه چیزی که توش یه نفر زندانی بود و مرتب کمک میخواست و با صدایی که باعث آزار گوش میشد ، داد میزد. من گفتم : ای دوست ، از چه رو دربند این جا و مکانی؟ احمق حرفمو گوش نمیداد. گویا ترانه ای میخواند . ناگاه به مغزم خطور کرد همینجوری دگمه ای را بزنم. ( حالا نگو دگمه ی روشن شدن کامپیوتر بود . اکانت شبانه هم وصل بود و مستقیم به صورت خودکار رفت تو یه روم )
( خوب چیه، همه چیز برای قهرمان داستان همیشه آماده هست ) .
( ادامه ، به نقل از خودم ) : ( جد پدری من اسمش آرسیکاس هست . خیلی آدم با حالی هم هست !)
بعد از خوندن مطالب بد آموزی دار توی روم ، جو گیر میشه و هی مینویسه :( اگه یه دختر اهل مازندران هست پی ام بده !!! ) . من هی میگم پدر بزرگ ، انقدر حرص نزن تو یه شب بیشتر پیش من نیستی ، ولی مگه به گوشش میرفت. هی مثل سنجاب از این وبلاگ به اون وبلاگ میپرید و هی وَچوتندی .
{ نمیدونی یعنی چه؟! چتیدن رو برات صرف میکنم : وَچَتَم – وَچَتی – وَچَتَد ( که گذشتش وَچوتندی میشه ) وَچَتیم – وَچَتید – وُویچُوتَند زج گ }.
خلاصه ، چشماتونو درد نیارم !! ( آخه به صفحه ی مانیتور خیره شدین!)
اونشب گذشت و اکانت ده ساعته ی من هم تمام شد. ساعت پنج صبح که موقع غیب شدن جد من بود، آروم تو گوش من گفت : ( شرم میکنم بگم ) . گفت : اگه اون دختره آف گذاشت از طرف من مخشو بزن.
من هنوز دارم فکر میکنم چطور باید مخ یک نفر رو، زد . آخه من اصلا دست بزن ندارم ! مخصوصا اگه طرف یه دختر باشه !! یعنی دست روی دختر بلند کنم !!!
۱۵ مهر روزی بود که "داریوش" فهمید "گوماته" "بردیای" واقعی نیست !! پس پوستش را کند و پر از کاه کرد و به میدان شهر آویزان کرد !!! به همه ی شما این روز رو تبریک میگم .
------------------------------------------
در اینجا نام زنان و چند پسر "داریوش" را میگویم :
"داریوش" از" اتوسه" دختر داریوش کبیر هشت پسر داشت که بزرگترین آنها "خشایار" بود. "آرتوبازان"بزرگتر از "خشایار" بود ولی از زن اول "داریوش"بود.
از "اتوسه" :
"خشایار" - "هخامنش" - "ماسیس ته"-"هیست اسب"
از "آرتیس تون" دختر دیگر "کوروش کبیر"دوپسر داشت:
"آرشام"- "گوبر یاس"
از زن اول "داریوش کبیر" به اسم "واسام" :
"آرتوبازان"-"آریا بیژن" - "آرشامنس "
یک زن دیگرش "پارمیس" که یک پسر داشت:
" آریا مردوسس "
زن دیگرش "فراتاکون"که دختر برادر خود "داریوش" بود چند فرزند داشت:
" آبروکومادوس "
---------------------------------------------
شهر پارسه
شهر پارسه ( همانکه عربها نام آن را "تخت جمشید" و یونانیان آن را "پرسپولیس" مینامیدند ) به دست زنی زیبا موسوم به تاییس به آتش کشیده شد !!!
بعد از سوخته شدن پرسپولیس به دست اسکندر٬ مردم به او لقب "گجستک" دادند یعنی"ملعون" و عقیده داشتند او جوان مرگ میشود و همچنین نسلی از او باقی نمیماند که همینطور هم شد یعنی در سی و سه سالگی مرد و نسلی از او باقی نماند .
( در ۱۳ ژوئن ۳۲۳ قبل از میلاد در قصر "نبوکد نصر" بر اثر بیماری ذات الریه )
----------------------------------------------
سه وصیت "اردشیر" به "شاپور اول" :
۱- همواره مزدا پرست و عادل باش .
۲- شراب ننوش و اگر مینوشی٬گاهی اوقات٬آن هم به مقدار کم اکتفا نما٬زیرا شراب تو را در کارهای صلح و جنگ سست خواهد کرد و سر رشته کار از دستت به در خواهد رفت .
۳- برای پیکار با روم همواره خودت را قوی نگهدار .


