تبليغاتX
نوشته های کسی که وجود خارجی ندارد
نوشته های کسی که وجود خارجی ندارد
دیگه زدم به سیم آخر ...
کاریکلماتور :

۱- جسارت را از شوخی گنجشک با سیم برق آموختم!

۲- لامپ دلم از نوسان عشقت سوخت!

۳-از گمرک حنجره اش جملات بدون ویزا خارج میشدند!

۴- در جاده ی گوشش نوشته شده بود:(ورود نصیحت ممنوع)

۵-مهر از سرزمین دلها تبعید شد!

۶- از بس خلاف کرد به خلافت رسید!

۷- رفتم سیگار آزادی بخرم.گفتند طعم تیر بهتر است!

۸- چون صابون نداشت نتوانست دست از گناه بشوید!

۹- در یک صبح طولانی حواسش به کنار خیابان پرت شد!

۱۰- آنقدر خوابش سنگین بودکه تختش شکست!

۱۱- در کنفرانس سکوت لذت سخنرانی داشت!

۱۲-دوستانم نخستین تر از انسانهای نخستند!!!!

۱۳- در باغ وحش به یک چهره ی آشنا برخورد کرد!!

۱۴- در بانک نگاه سلامی به حسابش واریز کردم اما وصول نکرد!

۱۵- از بیکاری تصمیم گرفتم جدول کنار خیابان را حل کنم!

۱۶- ای کاش میشد چین و چروکهای صورت را با اتو صاف کرد!!

۱۷- عقلش را به مدت ۲ سال اجاره داد!!!!!

۱۸-قصری در کنج دیوار خود نمایی میکرد و سلطان عنکبوت در حرمسرای خود سه زن داشت: مگس خاتون. پشه السلطنه و بید الدوله!!

۱۸-کسی که هم دهن دیگران را سرویس میکند و هم پول میگیرد.دندانپزشک است!!!

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه دوم آذر 1385 توسط محمد سفری |
Blog Skin