تبليغاتX
نوشته های کسی که وجود خارجی ندارد
نوشته های کسی که وجود خارجی ندارد
دیگه زدم به سیم آخر ...

مگه ما چمونه ؟ مگه ما چیمون کمه ؟ منظورم ما شهرستانی هست! رادیو و تلویزیون هم دیگه شورشو در اوردن. یعنی چی که شهرستانی ها رو انقدر مسخره میکنند. همیشه یه شهرستانی میاد تهران ، انگار رفته اهرام مصر! از تعجب شاخ درمیاره!! همین فرهنگ غلط صدا و سیما باعث تبعیض شده . بعضی از تهرانی ها ( گفتم بعضی ها) واقعا فکر میکنند چه خبره! انگار نه انگار که تهران هم یه شهر عادیه. فکر میکنند اونجا پاریسه! و شهر های دیگه یه دهات تو افغانستان!! من که اصلا از شهر تهران خوشم نمیاد . واقعا آلودگی و شلوغی و ترافیک بدم میا د که همه ی اینها تو تهران جمع هستند. منم برای جوابیه ی این همه تبعیض ؛ یه داستان کوتاه نوشتم درباره ی دو تا جوون تهرانی به نام های کامبیز و ارژنگ که از تهران به شمال میان.شما هم بخونین :

- سام علیک کامبیزی . پیکان جواتی گوجه ای رو حال میکنی!! بپر بریم دربند! راستی، نوار یساری یادت نره!!!

- اَه ، ارژنگ ؛ بابا دمت گرم. از کجا این جت رو اوردی ؟! ارژنگ ؛ میگم ؛ بیا بریم شمال.بریم جنگل . بریم دریا . بریم کلی حال کنیم .

- آخه ، آخه شمال هواش خوب نیست!!!! دریاش همه آبه !!!!!!!!!!تو جنگل هم بری انقدر درخت هست که خود جنگل معلوم نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

-  بی خیال ارژنگ . می ریم یه حالی میکنیم . بریم؟؟

- خوب . بریم.

{ و رفتن و رفتن تا رسیدن به شمال }

- ارژنگ . راست میگفتی. اینجا هواش بده!! این مردم چه شکلی اینجا زندگی میکنند ؟؟!

- خب اینها عادت کردند . ولی من دیگه نمیتونم تو این هوا بمونم . دارم خفه میشم. نه دودی؛ نه ترافیکی!! بیا کامبیزی؛ یه پلاستیک آتیش بزنیم ؛ یه نفس راحت بکشیم!!

- ارژنگ بیا تو ماشین پلاستیکو آتیش بدیم . پنجره ها رو هم بالا میکشیم . هوای پاک!!!!بیرون نره!

- باشه کامبیزی ؛ ولی خودمونیم؛ تو خیلی مخت کار میکنه ! اگه من جای تو بودم یکراست میرفتم پتل پورت !!!!!!! ( پطرز بورگ )

- اِ ؛ مگه پتل پورت چه خبره ؟

- اونجا مغز هایی مثل تو رو جمع میکنند . کامبیزی؛ یه راست بریم اونجا؟؟!!

- بریم؛ بریم از دست این هوای آلوده راحت بشیم!! بریم . الهی این درختا قطع بشه ؛ ما بتونیم جنگل رو ببینیم !!! الهی این دریا خشک بشه! آخه ما که نمی تونیم شنا کنیم؛غرق میشیم. حداقل اگر خشک باشه و آب نباشه ؛ می تونیم شنا کنیم!!!! الهی ...    

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم شهریور 1385 توسط محمد سفری |
Blog Skin