تبليغاتX
نوشته های کسی که وجود خارجی ندارد
نوشته های کسی که وجود خارجی ندارد
دیگه زدم به سیم آخر ...
 ۳ گرفته شده است . jokes.com و جو ک های این قسمت از سایت  Sms

 

1- به اشتیاق اولین دانه ی برف ؛ به تحمل آخرین برگ پاییز ؛ به گرمای تن خورشید و به زیبایی آسمان شب قسم میخورم که سر کاری !!

 

2- جهان بیش از شش میلیارد جمعیت داره ؛ یکی نیست به من احمق بگه : چرا واسه تو مسیج میفرستم ؟!

3- چمن زیر پاتیم ؛ حالا یه وقت خر نشی بخوریمون !

 

4- شباهت ببر با مگس :

وقتی ببر رو میبینی خودتو خراب میکنی. همون جاست که مگس رو میبینی!

5- نگاهم با نگاهت کرد برخورد / خدا مرگم بده حالم بهم خورد .

6- سلام عزیزم ! پلیس یه جسد پیدا کرده شبیه میمونه ؛ وقتی شنیدم خیلی نگرانت شدم. اگه سالمی یه ایمیل بزن ما رو از این نگرانی در بیار !

7- زمستان دوباره میا د بهار دوباره تکرار میشود اما تو هیچوقت تکرار نمیشی چون خدا یک اشتباه رو دوبار تکرار نمیکنه !

8- اگه می خوای قلبتو ... نگاه مهربونتو ... و دستای گرمتو ازم بگیر ... باشه ! بگیر . ولی تو رو به خدا این انرژی هسته ای رو از من نگیر !

9- خری گم کرده ام با بار کاشی / اس ام اس میدهم شاید تو باشی

10- سلام ؛ خوبی ؟ ببین یه خواهشی ازت دارم . میخوام اگه میشه یه دو سه روزی بیام خونه ی شما بمونم.این روزا انگار همه با من مشکل دارن. الان به یه دوست حقیقی نیاز دارم ... قربانت "عثامه بن لادن "

11- دیروز منتظرت بودم ؛ نیامدی ؛ امروز منتظرتم تا بیای ، واگر نیامدی ؛ فردا چشم به راحت خواهم نشست .... چه سخته یبوست !!

12- اول شلوارتو در میارم ؛ بعد میکشمت جلو ؛ بعد بوست میکنم ؛ بعد پوشکتو عوض میکنم !

13- و جدید ترین جمله عاشقانه :  انرژی هسته ای من تویی !

14- روی یه برگی نوشتم دوستت دارم . ولی تو مثل بز خوردیش !

15-اون تویی ... اونی که صورتم رو نوازش میکنه تویی ... اونی که شبا لپم رو قرمز میکنه تویی... اونی که صداش تا صبح تو گوشمه تویی ... پشه آخر یه روز می کشمت !!!

16- تو چقدر خوشگلی ... چقدر نازی ... باورم نمیشه اینقدر زیبایی تو وجود یه آدم جمع بشه ... تو دست هر چی خشگله از پشت بستی ... جیگرتو ... نفس ... عسل ... ناناز ... خوب ؛ بسه دیگه از جلوی آینه بیام کنار !!

17- به خدا حیفه توی این مملکت بمونی ؛ کسی قدر تو رو نمیدونه ؛ اگه بری هند اونجا تو رو میپرستن !!

 

-----------------------------------------------------------

 

جوک :

 

1- این هم از تاثیرات نامه احمدی نژاد به بوش :

جورج بوش بعد از مسلمان شدن به احمدی نژاد : حاج محمود انرژی هسته ای فدای سرت ؛ این صیغه که میگن ؛ چیه؟

2-  یه معتاد به دوستش میگه : شالی چند بار میری دشتشویی ؟ معتاده میگه : یدونه بهار یدونه تابشتون یه دونه پاییژ ؛ یه دونه ژمشتون. اون یکی معتاد میگه : بابا پش بگو اشهال داری دیگه .

3- جمیله با ادیسون ازدواج میکنه ؛ بچشون میشه رقص نور !!

4- قاضی : ( چرا دستت رو تو جیب این آقا کردی ؟) متهم : ( جناب قاضی ! خیال کردم جیب خودم هست .) قاضی :(پس چرا پول هاش رو برداشتی ؟) متهم :( یعنی می فرمایی اختیار جیب خودم هم ندارم ؟!)

5- یه روز یه اصفهانی با زن و پسرش میرن کنار رودخونه برای پیک نیک که برای نهارشون سه تا تخم مرغ میبرن !!!! یکدفعه پسرشونو آب میبره که پدره داد میزنه : خانوم بچه رو آب برد دو تا تخم مرغ بیشتر درست نکن !!!

6- از اصفهانیه میپرسن شیرین تر از عسل چی خوردی ؟ میگه ترشی مجانی !!

7- بچه اصفهانیه از باباش سوال میکنه : بابا چرا ما مثل مردم با کشتی سفر نمیکنیم ؟ باباش میگه : خفه شو شناتو بکن!!

8- دکتر نبض بیمار رو گرفت و گفت : نمیدونم مریض مرده یا ساعت من خوابیده ؟

9- یارو تلویزیون رو روشن میکنه : کانال یک : قرآن . کانال دو : قرآن . کانال سه : قرآن . کانال چهار : قرآن . کانال پنج : قرآن . کانال شش: قرآن . پا میشه تلویزیون رو میبوسه میذاره رو طاقچه !!

10- یه دختره هر روز دیر میرفت مدرسه . معلم ازش دلیلشو میپرسه. دختره میگه : خانم هر روز صبح که من میام مدرسه یه پسره تو راه هی دنبال من میاد . معلمه میگه : بهش کاری نداشته باش سرتو بنداز پایین و بیا . دختره میگه : خانم من که میام ؛ اون یواش یواش میاد !!!

11- یه مرده شغلش ساخت پنجره بود میره خواستگاری میگه ویندوز نصب میکنم!

12- شخصی میخواست بهلول رو مسخره کنه بهش گفت :

دیروز از دور تو را دیدم که نشسته ای ؛ فکر کردم الاغی است که در کوچه نشسته است!

بهلول فورا جواب داد : من هم که از دور تو را دیدم فکر کردم آدمی به طرف من می آید .

13- رضا زاده میخواد تو المپیک وزنه ی 1000 کیلویی بلند کنه . شب حضرت ابوالفضل زنگ میزنه میگه رو من حساب نکن !!

 

14- غضنفر با خدا قهر میکنه میخواد نامه بنویسه اول نامش مینویسه به نام بعضیا !

15- به غضنفر میگن یه حدیث از یکی از معصومین بگو . میگه : هبدربدورابودو دابودو . میپرسن این حدیث از کیه ؟ میگه حضرت علی اصغر !!

16- یه روز به غضنفر میگن :سلام

میگه : هان

میگن : سلام

میگه : آهان

17- غضنفر سوار آسانسور میشه؛ میبینه نوشته : ظرفیت 12 نفر . با خودش میگه : عجب بدبختیه ها! حالا 11 نفر دیگه از کجا بیارم ؟

18- غضنفر به دوستش میگه : اصغر ؛ قربون دستت؛ برو عقب ماشین ببین چراغ راهنما ی ماشین کار میکنه یا نه . اصغر میره عقب ماشین ؛ میگه : کار میکنه ؛ کار نمیکنه ؛ کار میکنه ؛ کار نمیکنه ... !!

19- غضنفر و زنش دعواشون شده بود ؛ با هم حرف نمیزدند . زن غضنفر وقتی شب میره بخوابه ؛ یهیاد داشت برای غضنفر میذاره که : منو فردا ساعت شش بیدار کن . صبح زنه ساعت 10 از خواب پا میشه ؛ میبینه غضنفر براش یه یادداشت گذاشته که : پاشو زنیکه خر ! ساعت شیشه !

20- غضنفر از ساختمون ده طبقه میفته پایین؛ همه جمع میشن دورش ؛ ازش میپرسن : آقا چی شده ؟ میگه : والله منم تازه رسیدم !

21- غضنفر میره کله پاچه فروشی؛ یارو بهش میگه : قربون چشم بذارم ؟ غضنفر میگه : نه آقا ! حداقل صبر کن من برم قایم بشم !

22- غضنفر کفترشو گم میکنه ؛ تو روزنامه آگهی میده : بیه بیه !

23- غضنفر میره مشهد حرم امام رضا رو میبینه ؛ میگه : امام رضا ! قربونت برم ! تو با این همه طلا چرا هشتم شدی!!

24- به غضنفر میگن با رضا جمله بساز ؛ میگه : من و حسن و حسین رفتیم پارک . میگن پس رضاش کو . میگه : آخه رضا کار داشت نیومد !

25- غضنفر میخواست به فلستینیا کمک کنه ؛ براشون سنگ پست میکنه !

26- غضنفر کیس کامپیوترشو میبره تعمیر گاه میگه آقا اینو برای من تعمیر کن . مرده میگه : چه مشکلی داره ؟ میگه : والا نمیدونم چرا چند روزیه جا لیوانیش بیرون نمیاد !!

27- غضنفر موبایل اسم مینویسه بعد میگه خدا کنه نوکیا در بیاد !

28- غضنفر عینکش رو دور دستش چرخوند و بعد به چشمش زد ؛ سرش گیج رفت . نزدیک بود بیفته .

29- غضنفر میره استادیوم . توی موج مکزیکی غرق میشه .

30- غضنفر میخواسته هواپیما دزدی کنه . میره به خلبانه میگه برو لندم یارو میگه نمیرم . غضنفر میگه خب برو دبی . یارو میگه نمیرم . غضنفر میگه بابا حداقل بده یه بوق بزنیم .

31- غضنفر میخواد به دختره تیکه بندازه میگه در قلب منی هرگز !

32- غضنفر و دوستش یه به تاکسی میگن : آقا 3 نفر تا تجریش چند میگیری؟ راننده میگه : شما که 2 نفر هستین ! غضنفر میگه : مگه خودت نمیخوای بیای ؟

33- یه ژاپنی بعد از 15 سال به یه مورچه یاد میده با چوب غذا بخوره بعد اون رو میاره تو میدون تا به مردم نشون بده . مردم هم دور تا دور میایستن تا نگاه کنند غضنفر داشته از اونجا رد میشده میبینه همه عقب وایستادن و یه مورچه هم اون وسط هست . میره با پا مورچه رو له میکنه میگه : آخه مورچه هم ترس داره ؟

34- غضنفر روز سه شنبه میگه : برای غافلگیر کردم اموات صلوات!

35- غضنفر میره بهشت . زیر پای مادر ها له میشه .

36- از غضنفر میپرسن : جسم شفاف چیه ؟ میگه : جسمی که از این ورش اون ورش دیده بشه . میگم : مثال بزن . میگه : نردبون !!

37- غضنفر رو میگیرن بهش میگن پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی امام با سالاد ؟ میگه از شما بهتره که مینویسین خدا با ماست .

نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نهم شهریور 1385 توسط محمد سفری |
Blog Skin